صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
167
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
كسى است كه از بندهاش رويگردان شده است . هر گاه وصف پروردگار باشد به اين معناست كه ، با رحمت و فضلش به بندهاش بازگشت . بنابراين ، اختلاف در متعلّق و وابستهء اين فعل است . دربارهء بنده گفته مىشود : تاب الى ربّه . و دربارهء پروردگار مىگويند : تاب على عبده . » سخنى از امام صادق ( ع ) در مصباح الشريعة آمده است ، كه شايسته است در برابر آن تأمّلى بيشتر شود و در افقهاى دور آن تدبّر گردد . مىفرمايند : « توبه ريسمان الهى و ابزار عنايت اوست ؛ و هر بنده بايد در هر حال بر توبه مداومت ورزد . و هر فرقه از بندگان توبهاى دارند ؛ و توبه انبياء از پريشانى باطن و توبهء اوليا ، از ملوّث شدن لحظهها ، توبهء اصفيا از آه كشيدن ، و توبهء خواص از مشغول شدن به غير خداوند و توبهء عوام از گناه است . » تأثير اين سخن در سخنان صوفيان در باب توبه پيداست ؛ و كافى است از دو تن از آنها - ابو طالب مكّى و ابو القاسم قشيرى - نمونهاى بياوريم . مكّى با استناد به برخى از عارفان مىگويد : « عامّهء مردم از گناهانشان توبه مىكنند ، ولى صوفيان از خوبيهايشان ؛ يعنى از كوتاهى در انجام آن به خاطر آنچه كه از حقّ خداوند عزيز سبحان در برابر آن نيكيها مشاهده مىكنند ؛ و از نگاه آنها به آن نيكيها و يا نظر آنها به نفوس خود كه نعمت خداوند به آنهاست . » قشيرى سخنان گروهى از صوفيان مشهور را تكرار مىكند : « از ذو النّون مصرى دربارهء توبه سؤال شد . گفت : توبهء عوام از گناهان است ، و توبهء خواص از غفلت . ابو الحسن نورى مىگويد : توبه آن است كه از هر چيزى جز خداوند بزرگ توبه كنى . عبد اللّه بن على بن محمّد تميمى مىگويد : بين توبهكنندهاى كه از لغزشها ، و توبهكنندهاى كه از غفلتها ، و توبهكنندهاى كه از ديدن نيكيها توبه مىكند ، جدايى و فرق است . » از نظر غزّالى ، بهتر است توبه در سه مرحله صورت بگيرد تا خالص باشد و همچون نورى در برابر توبهكننده بدرخشد . آن مراحل سهگانه عبارتند از : « علم ، حال و عمل » ؛ « امّا علم ، همان شناخت ضرر موجود در گناه و شناخت اين نكته كه گناه حجاب بين بنده و رحمت پروردگار است ؛ و هر گاه اين نكته را خوب شناخت ، حاصل آن دردى است در قلب به سبب از دست دادن محبوب ؛ چون قلب هر گاه احساس كند محبوب را از دست بدهد ، آزرده مىگردد . . . آنگاه ، اين آزردگى هر گاه تأكيد شود ، ارادهء استوارى از آن حاصل مىشود كه به حال و ترك گناهى كه با او بود وابستگى دارد كه يا به آينده مربوط است كه عزم بر ترك